سلام دیروز فهمیدم همه چی دروغ محضه دیگه تحمل ندارم باید فراموشش کنم دفتر خاطراتم sms هايي كه ازش داشتم و نوشته بودم و رفتم دادم بنفشه دوستش بهش گفتم به محمد بگو نه تو باشي نه خاطره هات تازه ديروز باهاش حرف زدم كلي نگاه چشماش كردم فداي مژه هاي فرش بشم الهي من بميرم براش هنوز دوستش دارم اما خيلي پسته خيلي ديشب رفتم زيارت عاشورا نفرينش كردم كي دعا كردم گريه كردم اما طاقت نمي آرم برام دعا كنيد